این روزها هر بار ترامپ تهدید میکند، تحریمی میبندد یا جنگی به راه میاندازد و هیچ اتفاقی برای خودش نمیافتد، یک پرسش قدیمی در دل مردم زنده میشود: «اگر خدا عادل و قادر مطلق است، چرا این ظالم را نابود نمیکند؟» این پرسش فقط یک سؤال کلامی نیست؛ دغدغهای است که از دل رنج مردم عادی بیرون میآید و گاهی جوان را تا لبه تردید اعتقادی میبرد. اما پاسخ به آن، نیازمند فهم نظام آفرینش و سنتهای الهی است، نه تحلیلهای مقطعی و شعارهای تسکیندهنده. همین پرسش بهانهای شد تا با حجتالاسلام والمسلمین دکتر حمید کریمی، دانشیار گروه معارف دانشگاه علم و صنعت ایران و پژوهشگر مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه همکلام شویم؛ گفتوگویی که در آن، مهلت یافتن ظالمان نه نشانه بیعدالتی، بلکه آزمونی برای اراده انسان و مسئولیت تاریخی او خوانده شد.
اختیار انسان، بستر آزمون الهی
حجتالاسلام دکتر کریمی برای پاسخ به این پرسش، از نقطهای آغاز میکند که کمتر به آن توجه میشود: اینکه چرا اساساً خداوند جهانی آفریده که در آن، ظالم بتواند ظلم کند. او توضیح میدهد: نقطه آغاز درک این موضوع، توجه به اصالت اختیار در ساختار وجودی انسان است؛ خداوند، انسان را آفرید و اراده آزاد به او بخشید تا در کوره امتحانات دنیوی مسیر رشد را طی کند. در قرآن کریم هنگامی که آفرینش انسان با تعبیر «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً» (بقره، ۳۰) مطرح میشود، فرشتگان میپرسند «أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاءَ» و پروردگار پاسخ میدهد «إِنِّی أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ». خداوند در علم ازلی خود میدانست در کنار طاغوتهای خودکامه، انسانهای والایی همچون مقدادها و ابوذرها تربیت میشوند که یک لحظه ایستادگی و فضیلت آنان بر تمام تاریکیها برتری دارد. اساس حیات بر این مدار استوار است که آدمی، خود با اراده خویش صراط مستقیم را برگزیند یا به بیراهه برود؛ بنابراین هر تلاشی برای سلب این آزادی، نظام آفرینش را تهی از معنا میکند.
وی با تأکید بر ضرورت حفظ پیوند علتها و معلولها در زندگی مادی اضافه میکند: اگر قرار باشد پروردگار در هر کژی و جرمی با مداخله مستقیم، دست ستمگر را فلج کرده یا مسیر طبیعی علل را دگرگون کند، بستر اختیار بهطور کلی از میان خواهد رفت و انسانها به موجوداتی مسلوبالاراده تبدیل خواهند شد. در چنین حالتی تمایز میان نیکوکار و بدکار دیگر معنایی نخواهد داشت و عرصه عمل اختیاری که پایه دریافت پاداش و کیفر حقیقی است، فرومیریزد. این آزادی عمل به ناچار پیامدهایی دارد؛ گروهی مسیر حق را برمیگزینند و گروهی با سوءاستفاده از توانمندیهای خود، به مرزهای طغیان، تجاوز و ظلم گام مینهند. ریشه جنایتهای بیپایانی که در تاریخ میبینیم در همین ارادههای کجرو نهفته است، نه در مشیت ایجابی پروردگار.
دنیا سرای آزمون است، نه دادگاه نهایی
این کارشناس مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزههای علمیه در بررسی ماهیت جهان مادی و تفکیک آن از سرای آخرت میگوید: دنیا بستر کاشت بذر اعمال و سرای امتحان است و بهشت و دوزخ، خانه برداشت ثمرات و تحقق عدالت تام الهی به شمار میروند؛ بنابراین اشتباه بزرگی است اگر انتظار داشته باشیم دادگاه نهایی هستی در همین جهان گذرا برپا شود. هرچند بر پایه آیات و احادیث مسلم، برخی رفتارها همچون ظلم و عیبجویی، بازتابهایی در همین عالم دارند و انسان ستمکار، بخشی از پیامد اعمال خود را پیش از مرگ لمس میکند، اما ظرف محدود این جهان هرگز گنجایش دریافت پاداش کامل صالحان یا کیفر بنیادین جباران را ندارد. چگونه میتوان کسی را که جان صدها انسان بیگناه را ستانده، با مرگی ساده به سزای واقعی رساند؛ پاسخ تام این جنایتها تنها در محکمه عدل الهی در قیامت داده خواهد شد.
او با یادآوری وقایع عبرتآموز گذشته و شیوه مواجهه خداوند با ستمکاران تصریح میکند: تاریخ بشر آکنده از هجوم طغیانگران به مقدسات و اولیای خداست؛ بارها کعبه مورد هتک حرمت قرار گرفت، حرمهای مطهر تخریب شدند و کلام وحی به آتش کشیده شد، بدون آنکه عذابی صاعقهوار بر سر مهاجمان فرود آید. مداخلهای که در ماجرای اصحاب فیل رخ داد، یک استثنا برای نشان دادن قدرت حق بود، نه قانون فراگیر روزمره؛ چراکه قرآن کریم درباره سرنوشت پیامبران پیشین میفرماید: «وَیَقْتُلُونَ الْأَنبِیَاءَ بِغَیْرِ حَقٍّ». (آلعمران، ۱۱۲) شهادت جانسوز ائمه اطهار(ع) ازجمله مظلومیت سیدالشهدا(ع) و حضرت فاطمه زهرا(س) گواهی روشن بر این حقیقت است که خداوند نخواسته روند تقابل حق و باطل با معجزات مداوم رقم بخورد، بلکه انسانها باید در بستر همین ابتلائات، اراده و حقطلبی خود را محک بزنند.
فلسفه استدراج و راز مهلت دادن به سرکشان
دکتر کریمی با ارزیابی سنتهای دگرگونناپذیر الهی بیان میکند: آنچه گاهی سبب تردید و ناامیدی در میان جامعه میشود، بیاطلاعی از سنتهای عمیق الهی مانند سنت املا و استدراج است. پروردگار بر پایه حکمت خویش به ستمگران میدان و مهلت میدهد تا بار گناهانشان افزوده شود و نقاب از چهره واقعی آنان بیفتد، چنانکه در قرآن کریم میخوانیم: «إِنَّمَا نُمْلِی لَهُمْ لِیَزْدَادُوا إِثْمًا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّهِینٌ». (آلعمران، ۱۷۸) طغیان فرعون دههها به درازا کشید و بنیاسرائیل سالها رنج بردند تا سرانجام گرداب نیل بر سر فرعونیان آوار شد؛ این بدان معناست که مهلت دادن پروردگار هرگز نشان خشنودی او یا فراموشی ستم ظالم نیست، بلکه تدبیری حکیمانه برای فرارسیدن سرآمد محتوم است. دانشیار دانشگاه علم و صنعت ایران با اشاره به تفاوت محاسبات بشری با مقیاسهای الهی توضیح میدهد: ما انسانها به دلیل عمر کوتاه و افق دید محدودی که داریم، شتابزده قضاوت میکنیم و میخواهیم هر ستمی بیدرنگ با واکنشی محسوس و قهری مهار شود، در حالی که در نظام تکوین، هر رخدادی زمانبندی دقیق خود را دارد. صبری که در کلام معصومان(ع) به خداوند نسبت داده میشود، ناشی از تسلط بیپایان او بر تمامی هستی است؛ هیچ ستمگری توان گریز از دایره حکومت او را نخواهد داشت. آنچه چشم ما در ظاهر میبیند قدرتنمایی طاغوت است، اما در باطن، این ستمپیشگان قدم به قدم در ورطه هلاکت نهایی فرومیروند، حتی اگر پایان کار آنان در بستر بیماری و دور از چشم همگان رقم بخورد.
مرز صبر مؤمنانه و گریز از مسئولیت
این محقق حوزوی در نقد تفکرات انفعالی و تسلیم در برابر قدرتمندان ستمکار میگوید: برخی با برداشت نادرست از سنتهای الهی، گمان میکنند اگر خدا اراده نابودی ظالمی را ندارد، جامعه نیز موظف به سکوت و انتظار است؛ این نگاه در حقیقت دستاویزی برای توجیه تنبلی و فرار از جهاد در راه حق به شمار میرود. خداوند انسانها را صاحب عقل، توان و اراده آفریده و وظیفه رویارویی با فساد و استکبار را بر دوش خود آنان نهاده است. اصل بنیادین قرآن این است که «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ» (رعد، ۱۱)؛ بنابراین ریشه دوام ظلم در جهان، نه اراده خداوند، بلکه ضعف، تسلیمپذیری و انفعال جوامعی است که تن به پذیرش سلطه میدهند و بهای استقلال و عزت را نمیپردازند.
استاد کریمی در تبیین رفتارشناسی اجتماعی در مواجهه با طاغوتهای معاصر تصریح میکند: اگر مستکبران کنونی دست به جنایت میزنند و سرنوشت ملتها را به بازی میگیرند، بخش عمده آن، حاصل سستی تودهها و سرسپردگی دولتهایی است که منابع خود را در اختیار ظالم میگذارند. پیامبر اکرم(ص) در مکه به دلیل نبود توان لازم، سالها با شکیبایی پایههای تفکر توحیدی را محکم ساختند، اما به محض تشکیل حکومت در مدینه و اجتماع قوا، صفآرایی مقتدرانهای را در برابر سران ستم آغاز کردند. مرز میان صبر مؤمنانه، مقاومت و رخوت در همین نقطه است؛ صبر و مقاومت یعنی به میدان آوردن همه امکانات، برنامهریزی هوشمندانه و سپس تکیه بر یاری حق، نه نشستن در گوشه عزلت و چشم دوختن به امدادهای غیرعادی در عالم.
ریشههای نفسانی طغیان و ضرورت خیزش وجدانها
این استاد حوزه و دانشگاه در تحلیل خاستگاه درونی مستکبران معاصر یادآور میشود: هنگامی که انسانی در لایههای خطرناک غرور، هوای نفس و سرمستی از ثروت و قدرت فرومیرود، بهتدریج فطرت خود را از دست میدهد و به تجسم عینی باطل تبدیل میشود. فردی که چنین در چنگال خودخواهی اسیر شده، دیگر حقوق اولیه دیگران را به رسمیت نمیشناسد و جان هزاران کودک و زن بیگناه در نگاهش بیارزش جلوه میکند. این روحیه فرعونی محصول دوری از بندگی حق و اسارت در دام ابلیس است؛ وضعیتی که تاریخ معاصر و تجاوزهای قدرتهای بینالمللی مصادیق متعددی از آن را پیش چشم وجدانهای بیدار نهاده است.
حجتالاسلام کریمی در پایان با هشدار درباره ابعاد روحی این پدیده در مقیاس عمومی، تأکید میکند: خطرناکتر از درندهخویی مستکبران، بیتفاوتی و روزمرگی جوامعی است که در برابر فجایع انسانی، کرختی پیشه کردهاند و تنها معیارهای رفاه مادی خود را میبینند. راهبرد اصیل معارف الهی در چنین دورانی، تقویت آگاهی فردی، ساماندهی ظرفیتهای جمعی، افشاگری علیه ظلم و مقاومت همهجانبه بدون امید بستن به رویدادهای تصادفی است. اگر جوامع بیدار شوند و هزینه مقابله با جور را بپردازند، طومار جباران درهم خواهد پیچید، چراکه سنت محتوم الهی بر شکست ستمگران استوار است و مؤمنان مأمورند زمینه تحقق این سرنوشت را با اراده و عمل خویش در پهنه تاریخ فراهم آورند.
سنت امتحان و نظام علّی معلولی جهان
اگر هر بار که شخصی مانند فرعون، یزید، حجاج، شداد، صدام یا ترامپ در جهان بیداد و کشتار کرد، خداوند بخواهد مانع او شود، بساط امتحان و تکلیف و اختیار انسان برچیده میشود و اگر هر بار که بچهای مریض و نابینا به دنیا میآید، دامنی آتش میگیرد و مظلومی در آب غرق میشود، خداوند بخواهد جلو آن را بگیرد و معجزهای رخ دهد، نظام علّی معلولی تعطیل میشود و با رسیدن آتش به پارچه و چوب، نباید شعلهور شود. این حادثه به معنای از بین رفتن نظام اسباب و مسببات در دنیاست.





نظر شما